این آگهی را سال ۷۸ به منظور معرفی کتاب راوی شماره ۵ برای چاپ در یک مجله ادبی طراحی کردم. آنهايي كه يادشان ميآيد، ميدانند كه آن زمانها خبري از تايپوگرافي نبود و به اين جنس از طراحي گرافيك متفاوت ميگفتند...
ادامه مطلب
وبلاگ هنري
این آگهی را سال ۷۸ به منظور معرفی کتاب راوی شماره ۵ برای چاپ در یک مجله ادبی طراحی کردم. آنهايي كه يادشان ميآيد، ميدانند كه آن زمانها خبري از تايپوگرافي نبود و به اين جنس از طراحي گرافيك متفاوت ميگفتند...
مادربزرگ
در راه مزار يك كاميون پر از اسب ديديم
و به مزار كه رسيديم
يك بچه از دور دوان دوان آمد
و افتاد روي سنگ قبر مادربزرگ
و بعد
پريد و رفت هوا

این لوگو را برای طرح جلد آخرین شماره
ماهنامه فلسفی "خردنامه" همشهری كار كردم.


خط خطی فصلنامهاي تخصصی است در زمينه هنرهای انیمیشن، تصویرگری و کاریکاتور. خط خطی قصد دارد در فضایی که کمبود مباحث تئوریک در حوزههای پیش گفته احساس میشود مجالی باشد برای ارائه مقالات تخصصی .
فهرست مطالب این شماره: ...


ميگن كه فروردين از نيمه كه ميگذره ديگر سال كهنه شده و نميشه تبريك سال نو گفت.
سال پيش اين موقعها مطلبي با عنوان عق! گذاشتم تو اين وبلاگ كه بعضيها رو ناراحت كرد.
امسال هم نه براي نمايش توانايي نداشتهام در هنر عكاسي بلكه براي كساني كه عيد
و مراسمهايش را دوست دارند اين دو عكس را از ۷سين عيد امسال خانۀ پدريم گذاشتم
كه پستهاي سال ۸۷ وبلاگم را با عق شروع نكنم.
سال نو بر همه دوستان و دشمنان مبارك.
روسري آبي سيتا را باد برد

مجموعه داستان سيامين حكايت سيتا/رضا مختاري/ نشر چشمه
۱۷) سيتا! خودت گفتي حكايت مسافر صندلي شمارهي 21 را برايت نخواندهام، حالا برايت مينويسم. مسافر ساعت 5 عصر بليت گرفت. ساعت 5/4 عاشق شد و ساعت 45/4 دقيقه كارگران ترمينال متوجه جسد او كه روي صندلي سالن انتظار افتاده بود شدند. اتوبوس ساعت 5 حركت كرد. صندلي شمارهي ۲۱ خالي بود. تو در صندلي شمارهي 10 نشسته بود. بين راه راننده در جاي خالي مسافر كسي را سوار كرد. وقتي اتوبوس براي استراحت و نماز توقف كرد، آن مرد ديگر سوار نشد جايش خالي بود. هر چه شاگرد راننده به دنبال مرد گشت و صدايش كرد او را پيدا نكرد. ده دقيقه از توقفشان گذشته بود. باد ميآمد و باران ميباريد. در پيچ گردنهاي اتوبوس چپ كرد. مردم كنار جاده سريع لاستيك روشن كردند. همه مرده بودند. همهي اتوبوس در آتش سوخت.
برگرفته از متن كتاب

پيكر ژازه تباتبايي، هنرمند پيشكسوت عرصه مجسمهسازي كشور، صبح سه شنبه ۲۳ بهمن از برابر موسسه فرهنگي هنري صبا در تهران ، با مشايعت جمعي از هنرمندان كشور تشييع شد...
نمايشگاه انفرادي طراحي فرهاد گاوزن با عنوان «يک اثر» در نگارخانهي مميز خانهي هنرمندان ايران افتتاح شد. پانزدهمين نمايشگاه انفرادي فرهاد گاوزن، متفاوت با ديگر نمايشگاه هاي او بود. در آثار او تا کنون با انسانهاي استحاله شده مواجه بوديم که او با ايجاد برش در اندام کاراکترهايش ما را با وضعيتي تراژيک روبرو ميکرد، آثار او در رويکرد جديدش ...

ترم دوم کلاسهای تخصصی آموزش تصویرسازی برای بزرگسال
انجمن تصویرگران کتاب کودک ایران با بهره گیری از اساتید مجرب اقدام به برگزاری
کلاس های تخصصی آموزش تصویرگری نموده و برای ترم دوم این کلاس ها ثبت نام می کند.
توضیح این کلاس ها به شرح زیر است:
محمدرضا لواسانی
• طراحی
آشنایی با ساختارهای طراحی برای تصویرسازی طی کارگاههای تمرینی متنوع
امیر نساجی
• کلاس تکنیک 1
آشنایی با تکنیک های آبرنگ، اکولین، آب مرکب، مداد رنگی ، پاستل خشک در تصویرسازی
آشنای و کشف ارزشهای حسی و بیانی تکنیک های رنگی این مواد در ایجاد فضای تصویری
محمد مهدی طباطبایی
• کلاس تکنیک 2 (اکریلیک و رنگ و روغن)
آشنایی و کشف ارزشهای حسی و بیانی تکنیک های این مواد در ایجاد فضای تصویری بطور مجرد و یا در تلفیق با یکدیگر
ابولفضل همتی
• کلاس تکنیک 3 (کلاژ)
آشنایی با تکنیک های مختلف کلاژ و استفاده از آنها در تصویرسازی
پروین هانی طبایی
• کلاس تکنیک 4 (چاپ)
آشنایی با تکنیک های چاپ دستی و استفاده از آنها در تصویر سازی
علی هاشمی شهرکی
• تصویرسازی مطبوعاتی
آشنایی با روش های بیان تصویری در یک فریم.
شناخت روش های تصویرسازی برای شعر، داستان، مقاله، گزارش، یادداشت، طنز
فرشید شفیعی
• تصویرسازی داستانی
آشنایی با روش های بیان تصویری در تصاویر ممتد و یا چند فریم
تصویرسازی برای داستان در حوزه کودک و نوجوان.
فریده شهبازی
• تصویرسازی آموزشی
آشنایی با روش های متفاوت تصویرسازی برای آموزش
شناخت ساختارهای تصویرسازی برای کتاب های درسی و کمک آموزشی.
طول دوره دوماه و نیم (۱۰ جلسه)
هر کارگاه یک جلسه سه ساعته در هفته مجموعاً 30 ساعت
محل ثبت نام و تشكيل كلاس: انجمن تصويرگران كتاب كودك
آدرس: خيابان خرمشهر( آپادانا ) جنب شركت ليزينگ صنعت و معدن پلاك 91
تلفن : 88768072 و 88533140

باور کنید خودم هم تعجب کردم، می دونستم که تهمینه درباره ی من نوشته و امین گفته بود می خواهد یک پوستر از من کار کنه.... اما اینکه هر دو تا با هم و توی یک روز برن روی وب برام خیلی عجیب بود!
می دونم که الان می گین، یارو چه از خود راضی و چه حالی با خودش می کنه...
خوب عیبی نداره بگین.....
اونایی که دوست دارن می تونن برن و این دوتا پست این دوتا دوست من رو بخونن
به این دوتا آدرس برن:
وبلاگ تهمینه حدادی
http://www.khormaloo2.blogfa.com/post-54.aspx
وبلاگ امین علی نیا
http://dda.blogfa.com/post-3.aspx
راستی از هر دوتا دوست خوبم تا یادم نرفته تشکر می کنم... دمتون گرم.









گرم است گرم است. نرم است... داغ است و داغ است. آویزانم از آسمانی که که انتهایش پیدا نیست... آن پایین کولی می رقصد و من با قطره های عرق پیشانی ام سعی دارم تا سرش را نشانه بگیرم. گرم است و داغ است تن کولی... و عرق می ریزم، اما او می گریزد و تیر به هدف نمی خورد... آویزانم و عرق از پا به سرم می ریزد. تنم خیس است و کولی می تابد... می چرخد و می چرخد... گل های نارنجی... در آبی آسمان من پرواز می کنند... من در گل ها آویزانم و عرق می ریزد. از پیشانی ام می چکد و خاک را خیس می کند، و کولی در گِل های زیر پایش می چرخد.

من امشب شکستم... من امشب شکستم... من امشب رفتم... من امشب رها شدم و له شدم و رفتم و شکستم... من امشب من بودم من، من بودم. من امشب بودم اما شکستم... من امشب... کوتاه بود، خوب بود، رنگ بود، رهایی بود، دوست بود... من، من بودم... بودم، له بودم، بودم. من شکستم و خوب بود و دوست بود و رنگی بود و رها بود و بود... من امشب من بودم... من خوب بودم و شکستن امشب لذت داشت.

همیشه هم افتادن و رها شدن از دست های آن که می دارد
یا که می پندارد که می دارد، بدترین بدها نیست.
برنخاستن بد است، نه افتادن.
که افتادن دوباره ایستادن در پی دارد
و همیشه ایستاده بودن بی خبری از افتادن.

یک روز رفتم... بعد آمدم ... دوباره آمدم و باز رفتم ... در آمدن و رفتنم بود که دیدم ... زیبا... واندرفول... اِکسِلِنت... خودش بود، نه شاید هم خودش نبود. اما چهار خونه پوشیده بود. شاید هم بود، اما نه نبود ... نمی دانم انگار که بود... اما بودن جایگاهی بس رفیع دارد و بودن و باشیدن همانا و بود شدن و نبودن همان... این بودن ها و نبودن ها... این آمدن ها و رفتن ها.. این نه، آن زیبایی... زیبایی، زیبایی... از سر کوچه پیچیدم ... پلاستیک سنگینی می کرد و سنگینی سنگین بود و بود و بود و شاید هم نبود... از هلیکوپتر مکدونالد به کوچه می ریختند و برای من دست تکان می دادند و نظم هر آن چه که بود را بر هم می زدند... دمپایی هایم را برای به فرودگاه رفتن باید در می آوردم و پرید از سرم آن چه که نباید می پرید و بر سر زیبا نشست... ساعت چهار بود و چهار خانه ها رنگ می داد به تنش و قرمزی لبهاش خوب بود و بوی ... گرم شدم و سنگین، و بود شدم و رنگ همه جا آبی شد....
![]()
![]()
![]()
![]()
یک هفته از پست قبلی من یعنی «عق!» می گذره و در این مدت فقط پنج تا کامنت مرتبط با این موضوع برام گذاشتن... واقعا که عجب نسل آنارشیستی.... عجب تابو شکنانی... عجب جسارتی.... عجب!
نویسنده: سعید بهداد شنبه 18 فروردين1386 ساعت: 15:10
دیرزمانی است که حالم به هم می خورد
چاره چیست...
بخوری پاته نخوری پاته
نویسنده: توحید يکشنبه 19 فروردين1386 ساعت: 1:49
در عوض این مراسم یه چیزی داره که هیچ وقت ادم حالش ازش به هم نمی خوره
mbc 2 کجایی که یادت به خیر!!!!
نویسنده: سو يکشنبه 19 فروردين1386 ساعت: 14:43
این بی احترامی به گروه عظیمی از آدمهایی ست که این مراسم رو دوست دارند.
نویسنده: نسیم يکشنبه 19 فروردين1386 ساعت: 21:7
موافقم همه تعطیلات را خوابیدم و ظرف شستم و شبکه های عربی دیدم
نویسنده: اتاق 6 دوشنبه 20 فروردين1386 ساعت: 20:6
موافقم !

خُب عید هم تمام شد...
حالم دیگه به هم می خوره از هر چه مراسم
این چنینی یه!

یک روز تابستانی در سال ۱۳۸۳ از ته دل خندیم
یک روز تابستانی هم در سال ۱۳۸۴ لبخند زدم
یک روز اواخر پاییز هم در سال ۱۳۸۵ یکمی لبخند زدم

عصر سه شنبه
شما به اولین نمایشگاه تصویرسازیهای گروه سه شنبهها دعوت شدهاید
آمدنتان ما را خوشحال خواهد کرد.
عطیه برزگ سهرابی • رویا بیژنی • مرجان ثابتی
هدا حدادی • لیلی درخشانی • فاطمه رادپور
مهکامه شعبانی • کمال طباطبایی • کیانوش غریب پور
عطیه مرکزی • فرشته نجفی • علی هاشمی شهرکی
افتتاحیه • جمعه 15 دی ماه ساعت 5 عصر تا 9 شب
نمایشگاه تا سه شنبه 19 دی ماه 1385 از ساعت 5 تا 7.30 عصر ادامه خواهد داشت•
مکان • خیابان آفریقا، بالاتر از میرداماد، بلوارمینا، پلاک 19 ، طبقه اول
نگارخانه زنگار • تلفن: 88771272

این پوستر را برای فیلم "لیلا" ساخته دوستم امین قدمی طراحی کردم.
فیلم یک فیلم مستند داستانی است درباره یک عکاس اسپانیایی که برای عکاسی از
شهر بم بعد از زلزله به این شهر رفته. در آنجا ما متوجه می شویم که سوژه های عکس های او
داستان ها و روایاتی دارند که در هیچ قاب عکسی نمی گنجد.

خط خطی ها
نمایشگاهی از یادداشت های خطی علی هاشمی شهرکی
20 تا 30 آبان 1385
خانه کاریکاتور ایران
تقاطع بزرگراه همت، خیابان گل نبی غربی(کتابی)، شماره 60
تلفن: 22868600

۱۳۸۵/۵/۳۰ خبرگزاري ميراث فرهنگي/ کتاب:
بخش فرهنگي سفارت انگلستان با همکاري انجمن تصويرگران کتاب کودک نمايشگاهي از 60 قاب از آثار تصويرگران بزرگ انگليسي را در ايران برگزار مي کنند.
موسسه "بريتيش کانيسل" با همکاري بخش فرهنگي سفارت انگلستان در ايران، نمايشگاهي از 60 قاب از آثار تصويرگران بزرگ انگليسي را با همکاري انجمن تصويرگران کتاب کودک در خانه هنرمندان برگزار مي کند.
در کنار اين اين نمايشگاه، يک کارگاه آموزشي به مدت سه روز داير خواهد بود. اين کارگاه آموزشي با همکاري تعدادي از تصويرگران کشور انگلستان و برخي از تصويرگران ايراني برپا مي شود.
اسامي تصويرگران شرکت کننده در اين کارگاه آموزشي در روزهاي آينده توسط هيات برگزاري اين نمايشگاه اعلام خواهد شد. هيات برگزاري اين نمايشگاه تعداد 20 نفر از تصويرگران ايراني را براي حضور در اين کارگاه آموزشي انتخاب خواهد کرد.
فاطمه کاوندي، معاون بين الملل(!) انجمن تصويرگران کتاب کودک در گفتگو با بخش کتاب ميراث خبر با بيان اين خبر در پاسخ به اين سوال که همکاري بخش فرهنگي سفارت انگلستان با انجمن تصويرگران از چه وقت و چگونه آغاز شد، اظهار داشت:« انجمن تصويرگران کتاب کودک با يکي از شرکتهاي بزرگ و مشهور توليد ابزار هنري و تصويرگري با نام "ماجيک پنيسل" پيش از اين نامه نگاري هايي داشت. به دنبال اين نامه نگاري ها توافق شد اين نمايشگاه و کارگاه آموزشي توسط اين شرکت بزرگ تشکيل شده و نمايندگي برگزاري اين برنامه ها از سوي "ماجيک پنييسل" به "بريتيش کانيسل" سپرده شد و از سوي ايران نيز انجمن تصويرگران کتاب کودک نمايندگي برگزاري اين نمايشگاه ها را برعهده دارد.»
اين نمايشگاه از 28 آبان تا 2 آذرماه در خانه هنرمندان برپا خواهد بود.
:::فقط امیدوارم که انجمن تصویرگران عادلانه و منصفانه ۲۰ تصویرگر ایرانی را انتخاب کند!