گفتوگو با جیوانی سورسینلی، کاریکاتوریست و تصویرگر ایتالیایی 
جیوانی سورسینلی یکی از داوران هفتمین دوسالانه کاریکاتور تهران، کاریکاتوریست و تصویرگری است که آثارش را با نام «ژیوکس» امضا میکند. او مدیر و مؤسس جشنواره و وبسایت فانوفانی و برگزارکننده جشنوارههای متعددی در کشور ایتالیا است. در گفتوگویی که میخوانید، ژیوکس از خود و وضعیت هنر کاریکاتور در دنیا میگوید.
آقای سورسینلی، شما با هنر کاریکاتور از چه زمانی آشنا شدید؟
من از همان 5 یا 6 سالگی کاریکاتور را میشناختم و طراحی را هم خیلی دوست داشتم، اما تا بعد از تمام شدن دانشگاه نتوانستم کاریکاتوریست بشوم. البته آن موقع، با همه علاقهای که به هنر کاریکاتور داشتم موفق نشدم توی دانشگاه در رشتههای هنری تحصیل کنم و به جای هنر ادبیات خواندم. با این حال، همیشه سعی میکردم مباحث هنری را پیگیری کنم و تا جایی هم که میشد، تمامی واحدهای مربوط به فلسفه و ادبیات هنر را گذراندم. در 1992 بود که دیگر تصمیم گرفتم یک کاریکاتوریست حرفهای باشم.
وقتی که کارتان را در زمینه کاریکاتور شروع کردید، از ژانر یا هنرمند خاصی خوشتان می آمد؟
من از همه ژانرهای کاریکاتور خوشم می آمد: کمیکاستریپ ، کارتون و انواع کاریکاتورهایی که در روزنامهها و مجلات چاپ میشد. استادان زیادی هم بودند که من کارهایشان را دوست داشتم؛ مثل کینو و استاینبرگ که به نظر من استاد تمامی اساتید است. اصلاً به نظر من استاینبرگ استاد برگزیده قرن بیستم است. کارهای این دو هنرمند بزرگ از همان اول ذهن من را درگیر کرد و تأثیر زیادی روی گذاشت.
با آثار استانبرگ از کجا آشنا شدید؟
در کاتالوگ های نمایشگاهها و کتابهای خودش.
اما او که در جشنوارهها شرکت نمیکرد؟
چرا، استاینبرگ در آغاز کارش در جشنوارههای متعددی شرکت میکرد. مثلاً در جشنواره «تولنتینو» ایتالیا شرکت میکرده است . حتی کینو و موردیلو هم در ابتدای کارشان در جشنوارهها شرکت میکردند. اما بعدها این هنرمندان شناخته شدند و آثارشان ارزش زیادی پیدا کرد. به همین خاطر شرکت کردن در جشنوارهها دیگر برای آن ها مقدور نبود، به دلیل قوانین کپی رایت و امنیت کم حرفهای جشنوارهها.
از طرف دیگر، استاینبرگ در ایتالیا زندگی می کرد. البته او رومانیایی است ولی در ایتالیا درس خوانده بود. وی بعدها به خاطر فاشیسم و نژادپرستی ایتالیایی ها به آمریکا رفت. زمانی که در ایتالیا زندگی می کرد، کتاب های فراوانی منتشر کرده بود و آثارش به راحتی در دسترس ما بود.استاینبرگ تأثیر بسیار زیادی بر هنر کاریکاتور داشت و برای ما ایتالیاییها واقعاً مایه شرمندگی است که او را از دست دادیم.
کینو را با شخصیت معروفش «مافالدا» شناختید یا با کاریکاتورهای دیگرش؟
هر دو، کمیک استریپ های مافالدا در اروپا و حتی کشورهای دیگر خیلی شناخته شده بود و خیلی از اروپایی های هم سن و سال من کودکی شان را با مافالدا گذرانده بودند. اما در 1975 کینو کشیدن کمیک استریپ های مافالدا را متوقف کرد و بیشتر کاریکاتور می کشید. از طرف دیگر، کینو و موردیلو، دو هنرمند خارجی ای هستند که در ایتالیا آثارشان بیشتر از همه به چاپ می رسد. در اصل بازار کتاب های کاریکاتور در ایتالیا بسیار محدود است، یعنی تیراژ کتاب های کاریکاتور کم است. مثلاً موردیلو که یکی از مطرح ترین کاریکاتوریست هاست، برخلاف کشورهای دیگر اروپایی، آثارش در ایتالیا فقط پنج هزار جلد می فروشد که این آمار با هیچ آمار فروش کتاب کاریکاتور در فرانسه قابل مقایسه نیست. در کشور ما اگر یک کتاب ده هزار جلد بفروشد می گویند که کتاب موفقی بوده اما در کشورهای دیگر اروپایی آمار فروش به مراتب بالاتر است.
البته کتاب ها و مجلات کمیک استریپ های ژاپنی، فرانسوی و یا آمریکایی در ایتالیا خوب فروش می روند و این ژانر از کاریکاتور مورد علاقه مردم گشور ماست. اما درکل تصور می کنم که بازار کتاب ها و مجلات کاریکاتور و کمیک استریپ در دنیا در حالت رکود است. رقابت با تلویزیون و بازیهای کامپیوتری بسیار دشوار شده و همین دو رسانه منجر به رکود بازار کاریکاتور شدهاند.
فکر میکنم که از اصل بحث دورشدیم، داشتید از خودتان میگفتید و این که چه طورشد سراغ کاریکاتور رفتید. در آغاز کارتان شما مستقیماً با روزنامهها و مجلات شروع به کار کردید یا نه؟
نه، من اعتقاد دارم داشتم که باید اول به پختگی کاری برسم و بعد کارهایم را برای نمایشگاههای کاریکاتور و روزنامهها بفرستم. یعنی دوست نداشتم که کارهای اولیه و ناپخته خودم را به نمایش بگذارم. در ابتدا نزدیک به دوسال فقط کار میکردم و تلاش داشتم به یک ساختار شخصی در کارهایم برسم. راستش من کارم را به عنوان یک کاریکاتوریست از 1990 آغاز کردم اما تا سال 1993 برای هیچ جشنواره ای کار ارسال نکردم. در آن زمان من نزدیک به یک سال بود که با روزنامهها کار میکردم و تعداد زیادی از کارهایم به چاپ رسیده بود. از 1993 به بعد که شروع به شرکت کردن در جشنوارهها کردم با هنرمندان کاریکاتوریست زیادی آشنا شدم و این شناخت و گردهماییها برای من خیلی مفید بود. درجشنوارهها، این فرصت برایم پیش آمد تا با کاریکاتوریستهای زیادی رودررو صحبت کنم و تبادل نظر داشته باشم. طبیعتاً این تبادل نظرها در شکل گیری کارم تأثیر زیادی داشت و موجب شد تا من نکته دیگری را نیز بفهمم. این نکته وظیفه ای بود که ما کاریکاتوریست ها داریم. ما کاریکاتوریستها با آثارمان مفاهیم پیچیده و فلسفی ای را با تصویر و طنز برای مردم بازنمایی میکنیم که اگر درست تصویر شده باشند، تأثیر فراوانی دارند. این وظیفه یا رسالت کاریکاتوریستها مرا به فکر برگزاری یک جشنواره سالانه کاریکاتور در شهر خودم انداخت.

در همان زمان بود که جشنواره فانوفانی راهاندازی شد؟
بله، من در 1996 در زادگاهم که شهر کوچک فانو است همراه با دوست و همکارم ماریتزو مینوجو تصمیم به برگزاری جشنواره کاریکاتور فانوفانی را گرفتیم. فانوفانی یعنی فانوی خندهدار. البته داستان راهاندازی این جشنواره بسیار طولانی است. من و ماریتزو همیشه میگوییم که راه اندازی جشنواره ما فقط یک شوخی بود، شوخی ای برای لذت خودمان و کاریکاتوریستهای دیگر. اما در واقعیت این جشنواره به حرکتی بزرگ مبدل شد. در فاصله سه سال اول راه اندازی، ما 15 جشنواره داخلی، 4 یا 5 مسابقه بینالمللی و چندین نمایشگاه انفرادی کاریکاتور برای هنرمندان سرشناس ایتالیا و جهان در شهر فانو برگزار کردیم. در تمامی این نمایشگاهها تلاش میکردیم که بالاترین استانداردهای نمایشگاهی را در نظر بگیریم و خوشبختانه به نتیجه فوقالعادهای هم رسیدیم.
پشتیبان مالی جشنواره فانوفانی چه کسی یا چه مؤسسه ای بود؟
چه سؤال جالبی! پشتیان مالی ما شهرداری شهر فانو بود، اما زمانی که شهردار شهر ما تغییر کرد، کمک های مالی این جشنواره هم تمام شد. در آن زمان بود که ما به مشکل برخوردیم، چون هم جشنواره ما دیگر شناخته شده بود و نمی خواستیم که تعطیل شود و هم پول کافی برای برگزاری جشنواره با کیفیت و استانداردهای بالا نداشتیم. با این حال، دوست نداشتیم که فعالیت جشنواره را متوقف کنیم. به همین خاطر شکل آن را تغییر دادیم، یعنی این که تصمیم گرفتیم تا جشنواره فانوفانی در فضای مجازی وب به کار خود ادامه دهد و به این ترتیب fanofunny.com متولد شد. این وبسایت مثل یک آینه، تصویر یک جشنواره را بازنمابی میکرد. استقبال از این جشنواره اینترنتی آن قدر خوب بود که پس از دو سال تصمیم گرفتیم وبسایت را به یک پایگاه مرجع کاریکاتور تبدیل کنیم، پایگاهی که اطلاعات مورد نیاز کاریکاتوریستها را به آنها میداد. در حال حاضر، این وبسایت با تعداد زیادی صفحه بسیار بزرگ شده و روزانه بازدیدکنندگان زیادی از آن استفاده می کنند، کسانی که همگی آن ها کاریکاتوریست نیستند. هم اکنون تعداد عضوهای غیرکاریکاتوریست ما چندین برابر کاریکاتوریستاند. آنها کسانی هستند که به طنز علاقه دارند و یا فقط میخواهند تصاویر خندهدار تماشا کنند. راستش را بخواهید حالا دیگر به روز کردن سایت و راضی نگه داشتن همه بازدیدکنندگان کار سختی است و این کار من و ماریتزو را روزانه چندین ساعت مشغول میکند.
آیا شما و دوستتان درآمد زندگی خود را از این وبسایت تأمین میکنید؟
نه، در این باره باید برای شما توضیحی بدهم. ببینید داشتن روزانه بیش از یک میلیون بازدیدکننده و تأمین اطلاعات، تصاویر و مطلب برای آن ها کار پرهزینه ای است. مخارج خط هایی با باند پهن، چندین دستگاه کامپیوتر و وسایلی که آن لاین وب سایت را زنده نگه می دارد و مخارج فضایی که در اینترنت اشغال کرده ایم به علاوه دست مزدها تمامی درآمد حاصل از تبلیغات درون سایت را مصرف می کند و دیگر چیزی برای به خانه بردن و زندگی ما نمی ماند. اما خوشخبتانه ما توانستیم به کمک فانوفانی که مثل یک پنجره نمایی از فعالیت های جشنواره های کاریکاتور است، مشتری ها و شهرداری های دیگری را پیدا کنیم که مایل به برگزار کردن جشنواره های طنز و کاریکاتورند. حتی جشنواره های مطرح دیگر ایتالیا نیز مثل تولنتینو، مائوریستیکا و آندرومدا هم از ما خواسته اند تا طراحی و راه اندازی وب سایت هایشان را به عهده بگیریم. از این راه ها است که من و ماریتزیو عملاً درآمد زندگی مان را به دست می آوریم.

جشنوارههای دیگری هم که شما برگزار میکنید بینالمللیاند؟
نه، جشنوارههای کاریکاتوری که ما برگزار میکنیم همگی در ایتالیا برگزار میشوند و داخلی هستند. دوست نداریم که با این جشنوارهها جشنواره بینالمللی فانوفانی را تحت تأثیر قرار بدهیم.
پس در کل وب سایت فانوفانی به درآمدزایی شما کمک کرده است؟
بله، اگر کلی تر نگاه کنیم بیتأثیر نبوده است. اما نکتهای که دوست دارم مطرح کنم این است که سرپرستی وبسایتهایی مثل فانوفانی ما و ایران کارتون شما مسئولیت زیادی برایمان به همراه دارد. به عنوان مثال، فقط در زمینه اطلاع رسانی جشنوارههای بین المللی ما دردسرهای فراوانی داشته ایم یک پایگاه مرجع بودن حسنهای زیادی دارد، اما زمانی که اطلاعات آن اشتباه باشد و یا جشنواره ای به وظیفه اش عمل نکند، سیل اعتراض ها بر سر ما سرازیر میشود و تمام کسانی که اطلاعاتشان را از سایت ما گرفتهاند اول از همه به ما معترض میشوند. به همین دلیل و با متولد شدن مسابقهها و جشنواره های متعدد و رنگارنگ در دنیا، ما به این نتیجه رسیدیم که باید اخبار نمایشگاهها را دسته بندی کنیم. بنابراین، اول از همه اخبار جشنوارههای مشکوک را به کلی کل کنار می گذاریم و آنهایی را که معتبرترند در سایت درج می کنیم. سپس همان جشنوارهها را با ستاره ارزش یابی میکنیم. یعنی به معتبرها 5 ستاره و به باقی به اندازه اعتبار و خوش قولیشان ستاره میدهیم. به این شکل از همان اول تکلیف بازدیدکنندگان خودمان را روشن میکنیم. از طرف دیگر، با این کار اعتمادی که کاریکاتوریستها به ما کردهاند از بین نمیرود و همزمان این حساسیت ها منجر میشود که پس از مدتی برگزارکنندگان جشنوارهها متوجه شوند که برگزاری یک مسابقه کار سادهای نیست. آن ها باید متوجه شوند که کاریکاتور یک هنر است و آثار کاریکاتوریست ها اثر هنری است و قیمت دارد و هنرمند کاریکاتوریست هم دارای حق و حقوقی است که باید به آن احترام گذاشته شود.
ما در پایگاه فانوفانی و شما در ایران با ایران کارتون به دلیل مرجع بودن، وظیفه داریم تا این نکات را به هر شکلی که شده به برگزارکنندگان جشنواره یادآور شویم. باید تلاش کنیم ساختارهای اشتباهی که در حال شکل گرفتن است را درست کنیم.
آیا فکر میکنید میتوان ساختار جشنوارهها را اصلاح کرد و تغییر داد؟
من نگفتم که می شود کاملاً آن ها را اصلاح کرد یا تغییر داد، اما با انتخاب جشنوارهها برای اطلاع رسانی و ارزش گذاری و درجه بندی شان در درازمدت میتوان جلوی جشنوارههای کم ارزش و خاطی را گرفت.
حالا اجازه بدهید از جیوانی سورسینلی کاریکاتوریست یک سؤال بپرسم نه از جیوانی مؤسس فانوفانی.
خواهش میکنم.

زمانی که میخواهید به سوژههای کارهایتان فکر کنید، چگونه شروع میکنید و آنها چه مسیری را طی میکنند تا به اجرا دربیایند؟
من هم مثل بیشتر یا شاید همه کاریکاتوریستها پیرو تئوری زبان تصویری بودن هنر کاریکاتور هستم. به همین دلیل یکی از دغدغههای اصلی و همیشگیام ساختن یا پیدا کردن کلمات جدید برای این زبان است. شاید بهتر باشد کمی بیشتر توضیح دهم. ببینید یک کاریکاتور مثل یک جمله استعاری است، یعنی ما چیزی میگوییم که معنی دیگر یا عمیقتری از خود جمله گفته شده دارد. برای گفتن هر جملهای ما به تعدادی کلمه احتیاج داریم و این کلمهها در هنر کاریکاتور همان نمادها و سمبلهای تصویری هستند.
زمانی که می خواهم یک کاریکاتور بکشم اول از همه سعی می کنم برای خلق سوژه اصلی کارم نمادها و سمبلهای جدیدی پیدا کنم یا بسازم و اگر هم نشد مثل خیلی از کاریکاتوریستها از کلیشهها استفاده می کنم. البته هیچ کدام از کارهای کلیشهای خودم را دوست ندارم.
اگر از کارهای کلیشهای خوشتان نمی آید، چرا آنها را میکشید؟
نمیدانم، اما این مسئله را تا فراموش نکرده ام بگویم که یکی از مهم ترین نکاتی که برای خلق کارهایم در نظر میگیرم انتقال سریع پیام به مخاطب است. یعنی سوژه و ترکیببندی و ترکیب رنگها را به گونهای انتخاب و طراحی می کنم تا بیننده یا مخاطب در کوتاه ترین زمان ممکن پیام اصلی سوژه یا داستان کلی آن را دریابد.
اعتقاد دارم اثری که پیام آن سریع منتقل میشود، تأثیر بیشتری بر ذهن مخاطب می گذارد. اگر سمبل ها و نمادهای یک کاریکاتور جدید باشد، این تأثیر ماندگارتر و منحصربه فردتر است و اگر کلیشه ای باشد، تأثیر آن مدت کمتری در ذهن می ماند. با این حال، باز هم ناگزیر در میان کارهایم، کاریکاتورهای کلیشه ای کم ندارم. اما دور از شوخی، ابداع نمادها و سمبل های جدید در هنر کاریکاتور موجب به روز شدن و پویاتر شدن این هنر می شود که من با آمدن به تهران و شرکت در داوری هفتمین دوسالانه کاریکاتور این امر را در کارهای کاریکاتوریست های ایرانی و به خصوص آثار جوانان بسیار دیدم.
و حرف آخر؟
اول از همه باید بگویم که دوسالانه کاریکاتور شما واقعاً بهترین جشنواره دنیاست و کشور ایران به شدت در هنر کاریکاتور پیشرفت کرده و عملاً یکه تاز دنیای هنر کاریکاتور شده است. واقعاً برای من اعجاب انگیز است که در اینجا شما چندین مجله کاریکاتور دارید و خانه کاریکاتور و چند وب سایت که به این هنر می پردازند. از طرف دیگر، جوانان زیادی در ایران به طور جدی به هنر کاریکاتور مشغول هستند. ما در ایتالیا کاریکاتوریست زیر 35 سال نداریم ولی اکثر کاریکاتوریست های شما زیر این سن اند. واقعاً به شما تبریک میگویم و دورنمای فوق العاده ای را برای هنر کاریکاتور در کشورتان میبینم. از آمدن به کشور شما و دیدن و آشنا شدن با این اتفاقات بیاندازه خوشحالم و اعتراف می کنم که اسم پایتخت هنر کاریکاتور دنیا واقعاً حق کشور شماست.

